» داستان پند آموز شیوانا و پیرمرد فقیر و بیمار

-

New Sms | Payamak 94

امروز سه شنبه , ۴ مهر , ۱۳۹۶ شما در اس ام اس جدید | پیامک 94 هستید.

خوش آمدید

داستان پند آموز شیوانا و پیرمرد فقیر و بیمار

www.smsja.ir

مرد جوانی پدر پیرش مریض شد.
چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد.
پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید.
رهگذران از ترس واگیرداشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد ….
نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند. …

شیوانا از آن جاده عبور می کرد، به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به مدرسه ببرد و درمانش کند.
یکی از رهگذران به طعنه به شیوانا گفت:” این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک! نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود، حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است. تو برای چی به او کمک می کنی!؟”

شیوانا به رهگذر گفت:” من به او کمک نمی کنم!! من دارم به خودم کمک می کنم.
اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم. من دارم به خودم کمک می کنم .

***

بچه ها از این دسته پیرمرد ها امروز خیلی بیشتر از قبل شدند ما هم مثل همون مردم به راحتی از کنارشون رد میشیم . نمیخوام شعار بدم اما کمی مهربون تر با کسایی مشکل دارند برخورد کنیم . حداقلش اینه که وقتی به آسمون نگاه میکنیم رومون بشه از خدا چیزی بخوایم …

دیدگاه مطلب داستان پند آموز شیوانا و پیرمرد فقیر و بیمار